تبليغاتX
چاي داغ يك كارمند

چاي داغ يك كارمند

دین خدا مست حسین است وبس                   عزت ما دست حسین است وبس

منطق ما،منطق ثاراللهی است                       فطرت ما مست حسین است وبس

عشق،فراورده کرب وبلاست                           عاطفه،پابست حسین است وبس

کرب وبلا قبله هر سرزمین                             علقمه،پابست حسین است وبس

عرش خدا حامل شش گوشه است                هردوجهان پست حسین است وبس

سوز ونوا مشتری زینب است                        زمزمه  پیوست حسین است وبس

خلق جهان ریزه خور شیعیان                        شیعه تهیدست حسین است وبس

روی حسین آینه کبریاست                          هستی ماهست حسین است وبس

مهر قبول همه انبیا                                    مهر حسین است وحسین است وبس.

*حاج محمود کریمی.

 

+ نوشته شده در شنبه 29 دی1386 21:43 توسط شوشو |


 سلام.

 

چند روزی بود که میخواستم یه مطلبی راجع به زندگانی امام جواد علیه السلام بنویسم که بالاخره امروز موفق شدم،خدا رو شکر.

دلیلشم هم این بود که بنظرم اطلاعات برخی ازما بچه شیعه ها راجع به زندگانی برخی ازامامان معصوم علیهم السلام کمه،مثلآ چتدتامون میدونستیم یا میدونیم که امام جواد علیه السلام هم با لب تشنه شهید شدند،خواستم از چند تا سایت  راجع به"زندگانی امام جواد علیه السلام "اطلاعات کسب کنم که تمام 7-8 اول متاسفانه موضوعاتی کوتاه ودقیقآ مشابه هم داشتند تا اینکه از سایت شیعه نیوز مطالبی دستگیرم شد.

نگاهی کوتاه به زندگانی امام:

ایشان در روز دهم رجب سال 195هجری قمری در مدینه به دنیا آمدند،پدر بزرگوارشان حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام و مادرشان سبیکه معروف به خیزران و کنیه ایشان ابو جعفر.ایشان در هشت سالگی به مقام امات رسیدند و حکام هم دوره ایشان مامون ومعتصم بودند.(خداوند عذابشان را زیاد کند)پس ازشروع امامت، مامون ایشان را به بغداد فرا میخواند،به این دلیل که به خیال خود همانند پدر بزرگوارشان بین ایشان و مردم فاصله بیاندازد که در هر دو مورد موفق نگردید. برای رسیدن به این مقصود.ام فضل(لعنت الله علیه) دخترش را به امام تزویج کرد که بنا برقولی امام تا زمان مناسب ازدواج قبول نکردند.

برخی از نزدیکان مامون که دلیل این کار مامون رانمی دانستند به او اعتراض کردند،چرا که میترسیدند نسل خلافت به خاندان علوی برسد،البته این موضوع را به شکل دیگری بیان کردند،"گفتند که سن حضرت کم است "

البته سن شروع امامت ،حضرت نیز یکی از معجزات امام است. به هر صورت مامون برای پاسخ به این افراد مجلسی را فراهم کرد و از"یحیی ابن اکثم "که از مشاهیر بود برای مناظره با امام دعوت کردکه آن مناظره تاریخی شکل گرفت که در پایان متن می آورم .

حضرت در بازگشت از بغداد به مدینه،در کوفه منزل کردند و در مسجدی پای درخت سدری که هنوز میوه نداده بود آب طلبیدند و وضو گرفتند،و در مسجد نماز خواندند،پس از نماز مردم دیدند که آن درخت میوه داده است،میوه هایی شیرین و بدون هسته.

بعد از مامون،معتصم برتخت نشست و حضرت را به بغداد خواند به اجبار،که حضرت در همین شهر به شهادت رسید.ام فضل بنا به درخواست معتصم به آن حضرت سم دادو حضرت را سه روز در اتاقی حبس کرد بدون آب و غذا.حضرت که سم بر ایشان اثر کرده بود جگرشان میسوخت و درخواست آب میکرد و آن نانجیب به غلامان میگفت که سروصدا کنند تا صدای ناله های حضرت را نشوند،حضرت سه روز زندانی آن نانجیب بود با بدنی مسموم تا به شهادت رسیدند.  

 امام رضا(علیه السلام):این مولودی است (امام جواد علیه السلام)که برای شیعیان ما با برکت تر ازاو دیده نشده.

مناظره حضرت با یحیی بن اکثم در (حدود)ده سالگی:

عباسیان از میان دانشمندان، «یحیی بن اکثم‏» را (به دلیل شهرت علمی وی) انتخاب کردند و مأمون جلسه‏ ای برای سنجش میزان علم و آگاهی امام جواد ترتیب داد. در آن مجلس یحیی رو به مأمون کرد و گفت: اجازه می‏دهی سؤالی از این جوان بنمایم؟ مأمون گفت: از خود او اجازبگیر.
یحیی از امام جواد اجازه گرفت. امام فرمود: هر چه می‏خواهی بپرس. یحیی گفت: درباره شخصی که مُحرم بوده و در آن حال حیوانی را شکار کرده است، چه می‏گویید؟ (4)
امام جواد -علیه السلام- فرمود: آیا این شخص، شکار را در حل (خارج از محدوده حرم) کشته است‏ یا در حرم؟ عالم به حکم حرمت ‏شکار در حال احرام بوده یا جاهل؟
عمدا کشته یا بخطا؟ آزاد بوده یا برده؟ صغیر بوده یا کبیر؟ برای اولین بار چنین کاری کرده یا برای چندمین بار؟ شکار او از پرندگان بوده یا غیر پرنده؟ از حیوانات کوچک بوده یا بزرگ؟
باز هم از انجام چنین کاری ابا ندارد یا از کرده خودپشیمان است؟ در شب شکار کرده یا در روز؟
در احرام عمره بوده یا احرام حج؟! یحیی بن اکثم از این همه فروع که امام برای این مسئله مطرح نمود، متحیر شد و آثار ناتوانی و زبونی در چهره ‏اش آشکار گردید و زبانش به لکنت افتاد به طوری که حضار مجلس ناتوانی او را در مقابل آن حضرت نیک دریافتند. مأمون گفت: خدای را بر این نعمت‏ سپاسگزارم که آنچه من اندیشیده بودم همان شد. سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: آیا اکنون آنچه را که نمی‏پذیرفتید دانستید؟! (5)حکم شکار در حالات گوناگون توسط مُحرم آنگاه پس از مذاکراتی که در مجلس صورت گرفت، مردم پراکنده گشتند و جز نزدیکان خلیفه، کسی در مجلس نماند. مأمون رو به امام جواد-علیه السلام-کرد و گفت: قربانت گردم! خوب است احکام هر یک از فروعی را که در مورد کشتن صید در حال احرام مطرح کردید، بیان کنید تا استفاده کنیم. امام جواد -علیه السلام- فرمود: بلی، اگر شخص محرم در حل (خارج از حرم) شکار کند و شکار از پرندگان بزرگ باشد، کفاره‏اش یک گوسفند است و اگر در حرم بکشد کفاره‏اش دو برابر است؛ و اگر جوجه پرنده ‏ای را در بیرون حرم بکشد کفاره ‏اش یک بره است که تازه از شیر گرفته شده باشد، و اگر آن را در حرم بکشد هم بره و هم قیمت آن جوجه را باید بدهد؛ و اگر شکار از حیوانات وحشی باشد، چنانچه گورخر باشد کفاره ‏اش یک گاو است و اگر شتر مرغ باشد کفاره‏اش یک شتر است و اگر آهو باشد کفاره آن یک گوسفند است و اگر هر یک از اینها را در حرم بکشد کفاره‏اش دو برابر می‏شود. و اگر شخص محرم کاری بکند که قربانی بر او واجب شود، اگر در احرام حج‏ باشد باید قربانی را در «منی‏» ذبح کند و اگر در احرام عمره باشد باید آن را در «مکه‏» قربانی کند. کفاره شکار برای عالم و جاهل به حکم، یکسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب کفاره) گناه نیز کرده است، ولی در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است. کفاره شخص آزاد بر عهده خود او است و کفاره برده به عهده صاحب او است و بر صغیر کفاره نیست ولی بر کبیر واجب است و عذاب آخرت از کسی که از کرده ‏اش پشیمان است‏ برداشته می‏شود، ولی آنکه پشیمان نیست کیفر خواهد شد. (6) قاضی القضات مات می‏شود!
مأمون گفت: احسنت ای ابا جعفر! خدا به تو نیکی کند! حال خوب است‏ شما نیز از یحیی بن اکثم سؤالی بکنید همان طور که او از شما پرسید. در این هنگام ابو جعفر-علیه السلام-به یحیی فرمود: بپرسم؟ یحیی گفت: اختیار با شماست فدایت‏شوم، اگر توانستم پاسخ می‏گویم و گرنه از شما بهره‏مند می‏شوم. ابو جعفر-علیه السلام-فرمود: به من بگو در مورد مردی که در بامداد به زنی نگاه‏می‏کند و آن نگاه حرام است، و چون روز بالا می‏آید آن زن بر او حلال می‏شود، و چون ظهر می‏شود باز بر او حرام می‏شود، و چون وقت عصر می‏رسد بر او حلال می‏گردد، و چون آفتاب غروب می‏کند بر او حرام می‏شود، و چون وقت عشاء می‏شود بر او حلال می‏گردد، و چون شب به نیمه می‏رسد بر او حرام می‏شود، و به هنگام طلوع فجر بر وی حلال می‏گردد؟

این چگونه زنی است و با چه چیز حلال و حرام می‏شود؟ یحیی گفت: نه، به خدا قسم من به پاسخ این پرسش راه نمی‏برم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمی‏دانم، اگر صلاح می‏دانید از جواب آن، ما را مطلع سازید. ابو جعفر-علیه السلام-فرمود: این زن، کنیز مردی بوده است. در بامدادان، مرد بیگانه ‏ای به او نگاه می‏کند و آن نگاه حرام بود، چون روز بالا می‏آید، کنیز را از صاحبش می‏خرد و بر او حلال می‏شود، چون ظهر می‏شود او را آزاد می‏کند و بر او حرام می‏گردد، چون عصر فرا می‏رسد او را به حباله نکاح خود در می‏آورد و بر او حلال می‏شود، به هنگام مغرب او را «ظهار» می‏کند. (7) و بر او حرام می‏شود، موقع عشا کفاره ظهار می‏دهد و مجددا بر او حلال می‏شود چون نیمی از شب می‏گذرد او را طلاق می‏دهد و بر او حرام می‏شود و هنگام طلوع فجر رجوع می‏کند و زن بر او حلال می‏گردد. (8)

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386 12:13 توسط شوشو |


سلام

الف.در خصوص محل کار(اینکه چرا یه مدت ننوشتم رو بیخیال):

1.از آخرین باری که مطلبی راجع به محل کار نوشتم اتفاق خاصی نیفتاده،جز اینکه سفرهای کاری رئیس زیاد شده(خوش بحالمون)

2.این ایام مصادف باسقوط هواپیمای سی130حامل کارکنان صداوسیما هستش،این مسئله حاوی چند نکته است:

1-2مطابق معمول نفهمیدیم آخرش چی شد،مقصر اصلی کی بود؟آیا مجازات شد؟نشد؟منظورم خلبان نیست، مقصرتر از اونه،بسیاریمون فراموش کرده بودیم نه؟مثل خیلی موارد دیگه شامل مرور زمان  شد، بوسیله "کارکارشناسی".کلمه آشناییست،این همان وسیله ایست که هر وقت خواسته شود کاری انجام نشه از آن استفاده میکنیم،این کلمه ریشه بسیاری از معضلات این مملکت است،در حالی که در همه جا باعث پیشرفت است. توجه کنید:نیاز به" کار کارشناسی" دارد ،مشغول "کار کارشناسی" هستیم .

2-2نکته مهم بعدی در این زمینه،این است که جدای از مقصر وسهل انگاران،در همه جا رسم است که بالاترین مقام رسمی مربوطه استعفا میدهد یا توبیخ میشود،حداقل عذرخواهی میکند.اما در مملکت ما چگونه است؟چه اتفاقی میفته؟ جواب:هیچی .مقام مربوطه دو دستی صندلیش را میچسبد،جای تاسف نیست؟

 چندتا مورد مشابه رو یادآوری میکنم:انفجار قطار در استان خراسان،آتش سوزی در مدرسه،

سقوط هواپیماها...

ب.عقبه هسته ای:

1.در پشتیبانی از موضوع هسته ای خوب شروع کردیم ولی کم کم سرد شدیم و ابن زنگ خطره.

مقصران کیستند؟اول از همه خود ما ملت هستیم ،که زود به همه چیز عادت میکنیم و همه چیز پس از مدتی برایمان عادی میشود.دوم صداوسیما که در گرم نگهداشتن کم دقت شده و اون حساسیت ابتدایی رو نداره سوم...

2.عملکرد دولت نهم در این زمینه :من با برخی از کارهای این دولت موافقم وبا برخی مخالف.

موافقم با سفرهای استانی با سهمیه بندی بنزین و مخالفم با حجم مصوبات استانی...

اما در زمینه هسته ای یک کار رئیس جمهور زیرکانه بود :تعویض مقام مذاکره کننده،کاری به درستی یا

نادرستی آن ندارم اما اگر آقای لاریجانی سرجایش میماند،دستاوردها نصف  برای  آقای لاریجانی بود  اما

اکنون تمام برای رئیس جمهور است،زیرک بودن رئیس جمهور خوب است .

3.گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا: فعلا برای قضاوت زود است .،ولی تحلیل آقای لاریجانی در بخش پایانی بخش خبری 22:30جالب بود.چی گفت؟می خواستید ببینید.

خدانگهدار.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 آذر1386 11:0 توسط شوشو |


سلام.

اولاً از تمام اونایی که منتظر مطلب جدید بودن عذر میخوام وثانیاً هم نداره

الف.تبریک به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان.

نکته:تبریک میگیم اما میدونید چرا؟ دقیقاً.همه ما میدونیم چون یک فرصت استثنایی هستش برای نزدیک شدن به خدا با ...

هممون میدونیم که چه کارهایی برای این ماه باید انجام داد جهت رسیدن به مقصود ولی معمولآ استفاده نمیکنیم اخه هممون از جنس همیم

وای ماه رمضون تموم شد میخواستم ختم قرآن کنم.میخواستم به دوستام افطاریدم(آقا منم هستم)میخواستم حتی اگرم شده یه بار نماز جماعت صبح مسجد محل رو برم مخواستم ...

اما خوبیش اینه که هنوز دیر نشده ماه رمضون به نوک قله کمیش رسیده(کیفیش شبهای باحال احیاست)بجنبیم تا دوباره مدرسمون دیر نشده . ببخشید تا ماه رمضون تموم نشده.

ب.تبریک به مناسبت این میلاد خجسته.یادتونه توی کتابهای دینی که حالا شده معارف آخرهر درسی یک حدیث بود از بین تموم اون حدیثها فقط یه حدیث توذهنم مونده که از

امام حسن مجتبی(علیه السلام) بودش یا هستش "هر آنچه برای خود میپسندید برای دیگران هم بپسندید وهرآنچه برای خود نمیپسندید برای دیگران هم نپسندید" البته قریب به این مضمون ازمعصومین دیگر هم نقل شده اما یه لحظه فکر کنید اگر اینطوری میشد حداقل کشور ما که ادعای شیعه بودن دارم گلستان میشد.

ج. تا حال فکر کردید ماه رمضون فرصتیست برای چه کارهایی:من چندتاشو بهتون یادآوری میکنم

1.برنامه ریزی وتنظیم وقت:در ماه رمضون همه کارها در زمان مشخص انجام میشه و همین انسان رو به برنامه ریزی هدایت میکنه مثل به موقع برای سحری بیدار شدن از موقع خاصی تا زمان مشخصی چیزی نخوردن2.آشتی با خدا هممون با این جمله آشناییم "صد بار اگر توبه شکستی بازآ " چه موقعی برای بازگشت بهتر از ماه رمضان 3.آشتی و رفع کدورتها،این ماه بدلیل حال و هوایی

که هممون داریم راحتتر گذشت میکنیم بسم الله. 4. انس باقرآن:ماه رمضان ماه تولد قرآن هستش و قرآن روح ماه رمضان، بیایید تا بذر دستورهای نورانی قرآن رو در مزرعه دلهامون بکاریم،تا

تا رشد و نمو کنه و سرانجام میوه قرآن رو برای غذای روحمون بگیریم که این کار جز با انس با قرآن عملی نیست.

از همه شما گرامیان مجدانه التمس دعا دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386 16:4 توسط شوشو |


 

سلام

شاید بهتر بود به دلیل دیر آپ کردن اسم این مطلب رو میذاشتم :می آپیم.

قول داده بودم راجع به صرفه جویی بنزین بنویسم،الوعده وفا:

نکته مهم اینه که باورکنید واقعآ قضیه سهمیه بندی جدیه و قسمت شما در روز همین چند لیتره نه بیشتر.

نکته بعدی اینه که بدونید چون مقدار  سهمیه کمه،شما هرچقدر کم هم که ُصرفه جویی کنید جلو هستید:

الف:تنظیم موتور

ب:به تابلوهای"حداکثر سرعت"توجه کنید،اونها علائم اضافی نیستند بلکه بدرد باک ماشین که میخورند.

ج:هر ۴۵کیلو بار اضافه ۲٪به مصرف بنزین اضافه میکنه.

د.به دلایل فیزیکی که احتمالا اکثر ما از اون سر در نمی اریم بهتره بنزین رو صبح زود یا آخرشب بزنید(در این زمانها چگالی بنزین بیشتره و اینطوری بنزین بیشتری میزنید.)

در خصوص امام زمان(علیه السلام):

شاید بگویید کمی دیره ولی این یک تلنگره،خلاصه بگم یادتون رفته؟منتظرید دعای فرج خونده بشه تا دوباره یاد حضرت کنیم.بهتره یه نگاهی دوباره به خودمون بندازیم.این یک تلنگره.

یا حق.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386 16:3 توسط شوشو |


سلام

نکته مهم ابتدای این گفتار عذر خواهی از کسانیست که در طی این چند روز گذشته سر زدند اما مطلب جدیدی نیافتند:شرمنده.             

  الف.خلاصه مفید:مشهد بودم.

با اهل و عیال رفته بودیم پابوس آقا امام رضا (علیه السلام).جای همگی شما مشهد خالی بود.خیلی هم شلوغ بود،اینم که میگن بنزین سهمیه بندی هستشو،مسافر کمه،از این خبرا نیست.شلوغ اونم چه شلوغی.تا اخر هفته هم یه مطلب راجع به صرفه جویی در مصرف بنزین مینویسم،چون هرچه از شروع سهمیه بندی میگذره بعضی ها بیشتر به خنسی میخورن و این مطالب بیشتر بدردشون میخوره.اگه ارمینه بود یه گیری همین جاها بهم میداد،کل کل داشتیم ولی بچه با مرامی بود.امیدوارم رفتنش صحت نداشته باشه و یا اگه داره زودی برگرده

ب.تبریک فراوان بمناسبت این اعیاد خجسته و مبارک.شب تولد حضرت ابوالفضل(علیه السلام) بهمراه همسر رفتیم مراسم حاج محمود کریمی که سید مهدی میرداماد هم از قم امده بود.

 (داشتن همسر خوب این مزایا روهم داره)،(بازم جای ارمینه خالی)بهرحال بسیار بسیار عالی بود.

  ج.تبریک  وبازهم تبریک بمناسبت برد استقلال و از اون مهمتر بازی خوب بروبچ و مربیگری ناصر خان بود.

  د.فردا میریم اردو از طرف محل کار بدون اهل وعیال.

 تا آخر هفته بدرود 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386 12:19 توسط شوشو |


باسلام

چند روزيه كه اپ نكردم،دليلشم اينكه به محتوا و قالب  وبم  فكر ميكردم،مخصوصا محتوا. چون برخي از دوستان زحمت كشيدن،لطف كردن و نظر دادن كه سري و محرمانه مينويسم، ديدم راست ميگن ،همچنين پيش خودم گفتم كه چرا فقط اتفاقات محل كار رو بنويسم مگه من چم از بقيه ملت كمتره كه نتونم راجع به امورات مملكتي و جهاني نظر بدم،پس،زين پس منتظر نظرات كارشناسانه من در اين زمينه ها باشيد.مورد بعدي قالب  وبلاگمه كه طي روزهاي اينده رنگ و روي بهتري ميگيره انشاالله.

شروع مكنيييييم اصلاحات رو.نه اشتباه نشه حرف سياسي از خودم در نوكردم.منظورم اصلاحات فوق الذكر بود.

الف:مسائل روز 

الف/1.بنظرم مهمترين موضوع اين روزها كه شايد ازنظر خيلي ها مهمترين نباشه قضيه اعتكافه،منظورم از خيلي ها هموناست كه همش ايه ياس ميخونن، كه همش ميگن :اسلام از دست رفت ،دين وايمون ديگه باقي نموند...

اينگونه افراد بهتره به گوشه كنار شهر يه سري بزنن، بالا يا پايين شهر هم نداره ،اصلاوابدا.چه جوونايي،

   تيپ هايي ؟واقعا خوشا بحالشون .ما كه(براي خودم كلاس گذاشتم وگرنه بايد ميتايپيدم:من كه)سعادت نداشتم.

ولي واقعا دمشون گرم كه دل خيلي ها مثل من رو با اين كارها به خيلي چيزها گرم ميكنند،مثل اينده اين نظام وانقلاب ،ازهمسرم وهمشيره متشكرم(اين وسط يه جاده خاكي هم زديم، اخه ميگن ادم كچل به موهاي دختر خالش مينازه)

الف/2.موضوع مهم بعدي سالروز شكست رژيم اشغالگر قدس هستش .يك كلام ختم كلام:دمشون گرم.هنوزم كه ياد سخنرانيهاي سيد حسن مي افتم حال ميكنم(لبنان عصي علي الموت،لبنان عصي علي الهزيمه)ياداوري  غرور انگيزي است ،چرا كه يادمون مياره جنگ خودمون رو ،يادمون مياره كه همه چيز تسليحات نيست چرا كه:يدالله فوق ايديهم

الف/3.يه چيز خيلي مهم ،اونم اينه كه تو دنیايي كه همه همديگرو محكوم ميكنند چرا من محكوم نكنم؟كيو؟دم دستي ترين محكوم، طالبان هستش كه محكوميتش طرفدار جهاني هم داره.بخاطر چي؟ معلومه ديگه گروگان گيري، يه عده كره اي .البته يه نكته هم هستش ،اصلا كار  كره اي ها هم قابل درك نيست كه بخاطر اين موضوع كشورمون رو ممنوع المسافرت اعلام كردن(گنه كرد در بلخ اهنگري به شوشتر زدند گردن مسگري)

ب: مسائل و اتفاقات كاري

ب/1.عيان سازي، بقول عده اي محرمانه:رئيس سابق(م.و):منصور واعظي،رئيس فعلي(ر.ش):رضا شاكري، مديركل(م.ح):محمد حق شناس

ب/2.مد  مدیركل بعدي اقاي رضا بهنام راد:شيك پوش،خوش برخورد و خوش اخلاق از همه مهمتر رفيق گرمابه وگلستون رئيس.به كارشم وارده.مدير كل بعدي:عبد الرضا عالي زاده(الان متوجه شدم جديديا همه رضان):اول اينكه قبلا مشاور معاون بود رابطه اش هم با معاون خوبه، پس پشتش سفته،بهش مياد كه به اين پستها قناعت نميكنه و چشم به مقامات بالاتر داره،چيزي كه در اين راه كمكش ميكنه نطقشه كه خوب صحبت ميكنه،پس امكانش هست كه يه وقتي معاون بشه خدارو چه ديدي .علاققه عجيبي هم داره كه بيشتر اطرافيان و  زيردستاش  از نسوان محترم باشند ومورد ديگه هم اينكه با همه خوش برخورده.

فرد د     نکته ای هم هست كه خيلي مهمه:كارشناس اقاي حق شناس:خانم مجدي، بنظرم 15درصد مركزهستش به تنهايي،فعال ،دانا،باهوش،و داراي حافظه عالي.

خب اصل از دفعه بعد به اتفاقات و اگر لازم بود به افراد مي پردازيم،البته پس از بکسری مطالب خاص از دنیای اطرافمون.

+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386 13:32 توسط شوشو |


سلام.

سريع اصل مطلب؟خير، ابتدا تبريك بابت حلول ماه مبارك رجب.

روزه هاي( اول،وسط واخر)اين ماه فراموش نشود كه اند( به كسر الف) صواب است.البته اگر براي هر كدام سه روز باشد بهتر است ودر ضمن روزه پنج شنبه،جمعه وشنبه اگر پشت سر هم باشد كه اخر حال است.

واما ادامه مطالب، زير نظر رئيس ،سه مدير كل است .امروز به اونيكه با سابقه تره ميپردازيم.معرفي ميكنم اقاي(م.ح)،بودجه كل سازمان رو ميبنده.واسه خودش مخيه ،البته اون اوائل كه اومده بودم سازمان ازش خوشم نمي اومد چون تو جواب سلام سر صبح مشكل داره ،هنوزم همينطوره ،سر صبح فقط سر تكون ميده بجاي سلام. سر حالم باشه از موقعيت كاريش ميناله ميگه امكانات به من كه مدير كل هستم كم ميدن.ايشون البته صبح ها دقيقا مدير كلي ميان يعني 8:45 به بعد.هفته اي دو بار هم ميره باشگاه سازمان فوتبال هفته پيش هم تاندوم پاشون محبت كردن كش اومدن،الان ميلنگن .البته الان نشسته داره ميخوره چون مديران ارشد معاونت مهمون رئيس رئيس هستن.راجع به اين يكي كافيه چون ادم اروميه ،خيلي خونسرد.

+ نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386 14:35 توسط شوشو |


سلام و با تشكر از همراهي شما.و اما سومين روز نوشته:"رئيس"اين رئيسي كه قراره راجع بهش صحبت كنم يه 7-8 ماهيه كه اومده،قبلش رئيسي داشتيم خفن، اسمش (م.و)الان سمتش شده:(د.ش.ف.ع.كشور) خداييش اگه ميتونين حدس بزنين شغلش چيه؟ولي واقعا مدير بودا،خيلي باديسيبلين،با پرستيژ،كمتر مديري تو اين سازمان عريض و طويل مثل اون ميشد پيدا كرد، قدرش رو ندونستند سر چشم و هم چشمي، يا بهتره بگم كم بيني. اين رئيس قديمي ما چون در سالهاي اول انقلاب با شخصيتها گشته بود خيليهارو در حد خودش نميدونست هر چند مقام بالاتري داشتن و چون خيلي دل وجرات داشت اونارو دور ميزد. براي همين دروش كردن،ولي آدم از كاركردن باهاش  لذت ميبرد، هرچند به ديسيبلين كاريش خيلي اهميت ميداد واين براي ما خيلي سخت بود. ولي خوب چون خودش پر جذبه بود تو دفترش بودن لذت بخش بود.خصوصيت ديگرش اين بود كه خيلي افق ديدش وسيع بود .بيخود كاري انجام نميداد تمام كاراش رو نظم وحساب شده بود.چرا ميگم حساب شده؟چون در هفته يك روز كارهاي روزانه اش رو تعطيل ميكرد وبا افرادي كه ميشناخت مثل پروفسور مولانا(اگه ايران بود) جلسه ميذاشت وراجع به كارهاي هفته صحبت ميكردن وتصميم ميگرفتن،چيزي در حدود 10 ساعت،شايد بگيد خيليه ولي كار روزانه عاديش 13 ساعت بود،ادم فوق العاده پر كاري بود .براي همينه كه ميگم قدرش رو ندونستند.بگذريم بپردازيم به رئيس فعلي كه يادم رفت بگم از سفر برگشته.معرفي ميكنم اقاي:(ر.ش) فردي جوان،قد بلند، خوش برخورد،دقيق در نامه نگاري اداري.اما ساير خصوصيات:آدم در برخورد باهاش  راحته،شوخي ميكنه،مزاح ميكنه و....خيلي آروم صحبت ميكنه. راستش رو بخواهيد بعضي وقتها ،خيلي كم،نميفهمم چي ميگه والكي ميگم چشم حاج اقا.اخه حاج اقا صداش ميكنيم. ايشون هم خيلي پر كاره. صبح ساعت 8 مياد،ديروقت، شب، ميره .بنده خدا خيلي هم به فكر كارمنداشه،از نكات خيلي جالب توجه در مورد ايشون اينه كه بسختي جواب رد ميده .ولي فرد دوست داشتنی ايه.راستي خيلي هم اهل مشورته.خدا حفظش كنه.

تبریك فراوان به مناسبت مقام سومي تبم واليبال ايران .الحق والانصاف واليبالمون پيشرفت خوبي داشته. تيم فوتبالمون رو هم كه ديديم ،بازم جاي شكرش باقيه.

+ نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386 13:20 توسط شوشو |


سلام.چطورين؟اگه مايل به خوندن اين وبلاگ هستين از اولين مطلب شروع كنيد تا با محيط اداره جات اشنا بشين.اصلا به اين موضوع كه سايتمون محض خوشامد گويي به من قطع شد كاري ندارم.و اما اصل مطلب .نفر دومي كه معرفي ميكنم حسين هستش(حسين.ش.ط)مهمترين موضوع اينه كه نمونه يك اداره جاتيه. فكر كنم كارمند بودن تو خونشه.خوب  اره و بله ميگه دعوا ميكنه برعكس ما ايرانيها راحت ميگه "نه" يكم هم روش زياده، نه اينكه پررو باشه ها نه،ولي اگه فكر كنه يه جايي اونم احتمالا حقش هرچند خيلي كم ضايع شده نميره دنبالش بلكه ميدوه دنبالش،ولي رويهم رفته نسبت به جو ي كه توي اداره جات هستش همكار خوبيه (چرا گفتم نسبت به جو توي اداره جات ، چون جو مزخرفيست پر از دورويي و زيرابزني و...)بهر حال با اين حسين اقا ميسازيم چون پسر خوبيه انشاالله تا چند وقت ديگه هم خانومش رو ميبره خونه.ولي يه خصلت خوبي كه داره كاري كه از دستش بربياد براي ادم انجام ميده .روابط عمومي خوبي داره و خوش خنده است.يه نكته مهم در جلب توجه افراد نسبت به خودش اينه كه اروم حرف ميزنه و بايد خيلي وقتها بهش دقت كني تا بفهمي چي ميگه(اينم خودش نكته اي هستشها).فعلا براي حسين بسه.فردا به اقاي رئيس ميپردازيم.

يه خبر مهم:امروز با چين بازي داريم.ديشب هم با روسيه بازي واليبال داشتيم كه خوب بازي كرديم ولي باختيم.

+ نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386 8:59 توسط شوشو |


سلام.اين اولين روز نوشته من است. اولين روز نوشته يك كارمند كه با مرخصي رئيس شروع شه .ُجدي حال ميده.ولي يه خبر بد(مثل جغد تو چوبين"كارتونه بود"بخونيد) همكارم كه اسمش حسينه "زنا "گرفته وتا اخر هفته تو خونه ميخوابه .حالااينكه "زنا" چيه توضيح نياز داره ولي بطور خلاصه ميشه اين:همون ويروس ابله مرغونه كه در بزرگسالي بصورت جوشهاي ريز و درد ناكي در اكثر نقاط بدن بروز ميكنه.(تذكر:اينكه ميبينيد علامتهارو خوب وبجا استفاده نميكنم بدليل اشنايي كم من با كار تايپ به اميد خدا در اينده با كار بيشتر بهتر ميشه"كار نيكو كردن از پر كردن است")و اما اينكه چرا خبر بديه :به 2دليل.اول اينكه من با حسين دفتر رئيسرو اداره ميكنم يا ميكنيم دومشم كه معلومه خب بيچاره درد ميكشه.خب بهتره كم كم طي روزهاي اينده با چارت انساني سازمان اشنا بشين.1رئيس سازمان بعد قائم مقامش بعدهم معاوناش كه رئيس رئیس ما يكي از همين معاونهاست.رئيس هم چندتا مدير كل داره اوناهم چندتا مدير زيردستشونه مديراهم كارشناس زير دستشونه.من.من اره من مسئول دفتر رئيسم.امروز با من اشنا ميشين روزهاي اينده با بقيه .من (م.ب)هستم.پسري تازه متاهل شده.همسرم خيلي خوبه انشاالله يه خوبم قسمت شما عزب اوقلي ها بشه كه اين مطلب رو ميخونيد.من مثل اثر شما ها دغدغه زياددارم،دغدغه خودم،زندگيم،كشورم...مثلا به پيشرفتهاي كشورم خيلي علاقه مندم برعكس خيليهامون كه عادت به سياه نمايي داريم. اصلا سياهنمايي اوضاع مملكت. در صحبت در ميان يك جمع متاسفانه نشانه درك وشعور بالاي يك فرد است.در مورد دغدغه زندگي: مشكل مسكن،كسي راه حل نداره؟ دغدغه فردیم بيشتر اخروي  هستش،بالاخره نه رومي روم هستم نه زنگي زنگ.ولي خوب كلا ادم خوشبيني هستم مثلا اگه يه پسر ودخترو باهم ببينم فرض رو برمحرم بودن ميزارم اينجوري راحتترم مگه اينكه خلافش ثابت بشه.ساعت كاري هم 19-8هستش يه روز در ميون هم بيشتر.كار من جواب دادن به تلفن و تنظيم ملاقاتها ودبيرخانه محرمانه.فعلا بيشتر حسش نيست .باي

+ نوشته شده در شنبه 23 تیر1386 13:48 توسط شوشو |


سلام.زود اومدين،از فردا مينويسم.از همسر جانم ممنونم كه اين وبلاگو برام ساخت.

فعلا.

+ نوشته شده در جمعه 22 تیر1386 11:45 توسط شوشو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1386

آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386



پیوندها

يك بشقاب روانشناسي با سس سياست
سراب
ارمينه


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS