3 روز تا واقعه
سلام
دهه اول محرم چه زود در حال گذشتن است.یک سال صبر میکنیم تا بیاید اما چه زود میگذرد.
روز چهارم: عبید الله بن زیاد مردم کوفه را در صورت یاری رساندن به حضرت تهدید به قتل و اعدام نمود
روز پنجم: ابن زیاد سپاهی در اطراف کوفه مستقر کرد تا مانع پیوستن مردم کوفه به حضرت شود.
روزششم: حبیب بن مظاهر از طایفه بنی اسد برای یاری حضرت دعوت کرد
(اگر اشتباه نکنم این همان طایفه ای است که پس از واقعه عاشورا اجساد مطهر را دفن کردند)
روز هفتم: دو نامه از سوی عبیدالله بن زیادبه عمربن سعد رسید اول آنکه از امام حسین(علیه السلام)
برای یزید بیعت بگیرد که اگر
موافقت کرد بعد تصمیم خود را اعلام میکند. ودر نامه دوم خواست که مانع استفاده حضرت و قافله ایشان
از اب فرات گردد.
نکته: مسئله عطش مسئله مهمی بوده است واین از انجایی مشخص میشود که هرگاه جبرئیل برای پیامبران الهی
ذکر مصیبت حضرت را میخوانده از عطش و بی ابی یاد میکرده.
روز هشتم : حضرت در این روز با فرمانده سپاه خصم (عمربن سعد)صحبت کرد تا از بروز جنگ جلوگیری کند
و با وی به تفاهم رسید.
(البته از مواضع برحق خویش نیز کوتاه نیامدند،که بعدا در این مورد به تفصیل توضیح خواهم داد)
عمربن سعد در نامه ای این موضوع را با خوشحالی به اطلاع ابن زیاد رساند اما او به تحریک
شمر(لعنت الله علیه) از عمر بن سعد خواست که بر ان حضرت سخت بگیرد.
روز نهم: شمر چون دید که عمربن سعد اماده حمله است به سوی خیام حضرت است، رفت و ندا زد.کجایند فرزندان
خواهرم(چون مادر حضرت ابالفضل{حضرت ام البنین}با شمر از یک قبیله بودند(فبیله بنی کلاب))؟
با اجازه حضرت امام حسین (علیه السلام) حضرت عباس (علیه السلام) به اتفاق برادرانشان نزد شمر رفتند.
شمر برایشان امان نامه اورده بود. و حضرت جواب دندان شکنی به او دادند از جمله فرمودند:
بریده باد دستهای تو و لعنت بر امانی که برای ما اورده ای.
که شمر پس از ان برگشت. حضرت ارباب که دیدند لشگر دشمن اماده حمله است از حضرت عباس خواستند که
امشب را مهلت بگیرد(به دلائل مختلفی که ذکر شده)
روز دهم محرم: روز ان واقعه عظیم است. روز ذبح عظیم.
نکته: این مواردی که در این پست ها ذکر شد تیتر وار بود. انشاالله هر کدام را به تفضیل در موفع مقتضی
در حد توان توضیح خواهم داد.
